X
تبلیغات
رایتل
شنبه 8 شهریور‌ماه سال 1382 ساعت 01:50 ب.ظ
سلام
بابت تاخیرهای این چند روز معذرت میخوام
الانم فقط این متن رو دارم مینویسم تا از شما و این وبلاگ خداحافظی کنم
به چند دلیل شخصی دیگه نمیخوام اینجا بنویسم...یعنی دستم به نوشتن نمیره سختمه حرفایی میزنم که به مذاق بعضی ها ممکنه خوش نیاد...دلم نمیخواد به خاطر حرفای دلم بعضی ها از من آزرده خاطر بشند ... و اگه هم این حرفا رو نزنم...مثل این مدت که جلوی خودمو گرفتم و حرف نزدم خوب خودم خفه میشم!! دلم بدجوری گرفته داره میپکه .........ولی اینجا دیگه جای حرف دل زدن نیست...میرم جای دیگه...یه جور کوچ یا نقل مکان...چه میدونم جایی که کسی منو نشناسه ندونه کی هستم و از کجا هستم و اونجا بدون دغدغه این مسائل(البته رفتنم فقط به دلیلی که بالا گفتم نیست؛ چند تا دیگه هم هست!!) حرفامو میگم.مثل یه غریبه!!!!!.........البته الان دارم اونجا مینویسم اما گفتم اول اینجا خداحافظی کنم بعدا به طور رسمی تو بلاگ جدیدم شروع به نوشتن کنم. فعلا این وبلاگ رو دیلیت نمیکنم...شاید یه روزی دوباره همینجا نوشتم.شایدم دادم به یه نفر که اون حرفاشو اینجا بزنه شاید هم ............ نمیدونم فعلا تصمیمی نگرفتم
.ببخشید که این مدت با حرفهای ... (خودتون هرچی دلتون خواست جای سه نقطه بنویسید!!) وقت شما رو گرفتم

اینم برای یه نفر که خودش میدونه کیه!! مینویسم...اگه که هنوز به اینجا سر میزنه و میاد حرفامو میخونه ؛ فکر کنم منظور منو خوب درک میکنه از گذاشتن این متن!! مگه نه؟؟
اگه به خودم بود حتما بعضی جاهاشو تغییر میدادم(مخصوصا جمله آخرشو) اما خواستم بدون دخل و تصرف متن رو اینجا بذارم؛ البته نمیدونم نوشته مال کی هست اما جالبه

آشنایی یک اتفاق است و جدایی یک قانون
حال نمیدانم که من و تو قانون گذاریم یا قانون شکن
!وقتی به دنیا آمدم به من گفتند دوست بدار
!!حال که عاشقانه!! عشق می ورزم ؛ به من میگویند فراموش کن
...زندگی ما همچون قمار است ؛ قماری که تمام آن باخت است

با آرزوی موفقیت و شادی برای همه شما
مهتاب