X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 14 آبان‌ماه سال 1382 ساعت 09:47 ق.ظ

باز دلم گرفته , اما دستم به نوشتن نمیاد...هرچی سعی کردم که یه دو خط بنویسم نشد که نشد....این شعر خودش همه چیز رو میگه!!   پس ترجیحاً سکوت اختیار میکنم
 
 ....
 دلم گرفته 
 دلم عجیب گرفته است 
 و هیچ چیز
 نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش 
 نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
 
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند
 
و فکر میکنم 
 که این ترنم موزون حزن تا به ابد
 شنیده خواهد شد
 
.....
 
قشنگ یعنی چه ؟
 
قشنگ یعنی  تعبیر عاشقانه اشکال
 
و عشق تنها عشق
 
ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس
 
و عشق تنها عشق
 
مرا به وسعت  اندوه زندگی ها برد
 
مرا رساند به امکان  یک پرنده شد
 
..... 
 چرا گرفته دلت  مثل آنکه تنهایی
 
چه قدر هم تنها
 
خیال می کنم
 
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
 
دچار یعنی
 
..........عاشق
 
و فکر کن که چه تنهاست
 
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
 
و چه فکر نازک غمناکی
 
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است
 
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست
 
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
 و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
 
نه وصل ممکن نیست
 
همیشه فاصله ای هست
 
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
 
برای خواب  دل آویز و ترد نیلوفر
 
همیشه فاصله ای هست 
 
دچار باید بود
 
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
 
حرام خواهد شد
 
و عشق
 
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
 
و عشق
 صدای فاصله هاست
 
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
 
نه
 صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
 
و با شنیدن یک هیچ  می شوند کدر
 
همیشه عاشق تنهاست
 
.....
سهراب سپهری از مجموعه شعر مسافر