X
تبلیغات
رایتل
جمعه 24 بهمن‌ماه سال 1382 ساعت 03:45 ب.ظ

و امروز آخرین روز این تعطیلات مزخرف به نحو مزخرفتری در حال سپری میباشد........باز هم با اومدن مهمانهای ناخوانده برنامه های من کشک به حساب اومد.......... دیگه به این نتیجه رسیدم که هیچ وقت در مورد تعطیلاتم برنامه ریزی نکنم چون حسابی حالم گرفته میشه!! من دلم میخواست برم اسکی .......   

 

عوضش دیروز رفتم استخر و کلی Relaxation کردم ....... وقتی که بعد از جکوزی و سونا بخار شیرجه میزدم تو حوضچه آب سرد، تمام مولکولهای بدنم ریلکس میشد ....... اوایل اصلاً جرأت  نداشتم که یکهو برم تو آب سرد و خیلی شاهکار میکردم پاهامو تا زانو تو آب میکردم، اما دیروز چندین بار شیرجه زدم تو آب یخ. وای که چه حالی میده....... انگار تمام انرژی های منفی از آدم دفع میشه و یک آرامشی به آدم دست میده که قابل وصف نیست . خلاصه جای شما خالی !! اما اونقدر شنا کرده بودم که تا رسیدم خونه 5-6 ساعت خوابیدم.حیف که خیلی وقت این کارا رو ندارم، خیلی هنر کنم پنجشنبه ها اگه که سرکار نرم و کار دیگه ای نداشته باشم بتونم 2-3 ساعتی برم استخر.کل تفریح ما جوونها تو این مملکت همین جور چیزاست که اونم خیلی ها نمیتونند برند.

 

به هیچ وجه من الوجوه حوصله اینکه فردا صبح زود بخوام بلند بشم و برم سرکار رو ندارم..... کاش الان تعطیلات عید بود و 13 روز تعطیل بودیم....بماند که اداره ما همون 4-5 روز اول تعطیله، اما امسال تصمیم گرفتم حتی اگه مسافرت هم نریم،  همه اون تعطیلات رو مرخصی بگیرم و بمونم خونه...البته اون مهتابی که من میشناسم، با دو روز موندن تو خونه باز حوصله اش سر میره و تصمیم میگیره که بره سرکار و بلند میشه عَنر عَنر میره  اداره و میشه یک کارمند نمونه و ساعی.........