X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 28 اسفند‌ماه سال 1382 ساعت 06:41 ب.ظ

ساعت ۱۸:۳۲
خوش به حالتون....اکثر شماها الان تعطیل شدید و دارید از تعطیلات عیدتون استفاده میکنید، اما همون طوری که گفته بودم من الان اداره هستم و مشغول انجام کارهای آخرسال که باید تا پایان سال حتماْ انجام بشه حالا تا کی اینجا هستیم الله اعلم خدا کنه تا ساعت ۱۲-۱ تموم بشه :(( ... من کم کم چشمهام داره قیلی ویلی میره، خوشبختانه هنوز کارش به آلبالو و گیلاس دیدن نرسیده  

این چند روزه خیلی سرم شلوغ بوده ... دلم یه عالمه آرامش میخواد،کی فردا ظهر میرسه!!نه فکر کنم پس فردا صبح بهتر باشه

وای هنوز تو ذوق دیروز هستم.......خیلی خوشحالم که دیدمت و ناراحتم که تا دو ماه دیگه نمیبینمت.....گفتی چشم به هم بذارم تموم میشه!! باشه منتظر میمونم. البته کار دیگه ای غیر این هم نمیشه کرد!؟ 

 برمیگردم ... حتماْ


ساعت ۲۰:۱۸
 تقریباْ میشه گفت که کارها نصف شده .همین حالا شامم رو خوردم.....از ظهر اونقدر هله هوله خوردم که دیگه میل به شام نداشتم به زور نصفشو دادم همکارم.....خیر سرم مثلاْ رژیم دارم من!! اما لیست چیزایی که بهمون دادن بخوریم رو بفهمید شاختون در میاد و معنی رژیم رو میفهمید
ناهار(شامل زرشک پلو مرغ+۱ لیوان ذرت+نوشابه)+چای+بستنی+شیرینی دانمارکی از نوع عمله خفه کن+سن ایچ+میوه+شام(مرغ تِندر+سالاد+سیب زمینی+نوشابه)+میوه........... دکترم بفهمه این همه غذا و نوشابه خوردم کله امو درسته میکَنه........... همش تقصیر این آبدارچی ادارمونه که به زور اگه ور ندارم هم میذاره رو میزم......خوب آدم وسوسه میشه دیگه ؛) البته از لیستی که بالا نوشتم نصفش هنوز مونده و نخوردم اما آقایون با ابن همه خوراکی سیر نشدند که هیچچچچچ دارند نقشه کله پاچه صبح رو از الان میکشند، جالب اینجاست که شام همشون یا چلوکباب سفارش دادند یا جوجه کباب و فقط خانمها بودند که غذای بدون برنج و به اصطلاح فست فود خوردند! من یکی که دارم وَتِرِکَممممممممم


ساعت ۲۱:۴۰
خوابم میاددددددددددددددددددددددددددددددددددددد چرا این کارا تموم نمیشه مرده شور هرچی عید و آخره ساله ببرند به طور کل
 

دیگه حوصله نوشتن ندارم چشمام بدجوری درد گرفته و حسابی قرمز شده هرکس ندونه فکر میکنه اندازه مصرف یک سال آبغوره گرفتم ....فعلاْ خداحافظ ، بعداْ سر فرصت میام سال نو رو تبریک میگم


ساعت ۱۱:۴۷ دقیقه!! اینجا تهران است صدای مهتاب ، نیمه شب در اداره...کم کم تصمیم گرفتم که برم خونمون....شب همگی بخیر