X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 10:36 ق.ظ

 

خیلی خسته و له‌ام و به شدت ذهن و روح و وقتم مشغول و درگیره! دلم میخواست خیلی چیزا بنویسم اما حالا که اومدم بنویسم .... منصرف شدم از اینکه همچین‌ حرفهایی رو اینجا بنویسم و بهتر دیدم همون حرفهای روزمره رو بگم!

دیروز رفتم کارت ورود به جلسه‌ کنکور رو گرفتم. کلی از همکارام این هفته رو مرخصی گرفتن و نشستن خونه مشغول زدن و له کردن خرهای کنکور هستند و منِ بی‌قید و از هفت دولت آزاد، اصلاْ نه دلم شور میزنه واسه امتحان و نه استرس و ناراحتی دارم واسه درسهایی که باید خونده میشد و نخوندم! و متاسفانه اینکه دو روز کنکور دارم، یعنی در دو نوبت امتحان رو برگزار میکنند، جمعه بعدازظهر و شنبه صبح! حیفِ عصر جمعه‌ام که خراب میشه.

مواقعی که خیلی ناراحتم و عصبی، یکی از چیزایی که بدجوری آرومم میکنه خرید کردنه، البته نه هر خرید کردنی!‌  از شهریور که بحث خرید خونه جدی شد و به یمن دولت جدید و قطع کلیه پاداشها و کم شدن درآمدم تصمیم گرفتم کمی جلوی ریخت و پاشهام و ولخرجیهامو بگیرم. واسه همینم دیگه خرید عطر و لوازم آرایشی تا اطلاع ثانوی تعطیل شد.
دو هفته پیش دیدم نخیر نرم خرید این چیزا، دق میکنم. مخصوصاْ اینکه فوم و لوسیونم تموم شده بود و پوستم اذیت میشد. نشستم یه حساب کتابی کردم و حدود ۲۰۰ تومن واسه خرید فوم و لوسیون و کرم و ... کنار گذاشتم. بدجوری هوس خرید عطر زده بود به سرم. دیدم ۵ ماهه که عطر نخریدم،اما گفتم فعلاْ که چند تایی عطر دارم و بودجه‌ای واسه اون کنار نذاشتم. خلاصه فرداش رفتم خریدامو کردم و کمی خیالم راحت شد. مغازه‌ای که خرید میکنم آشناست ۳-۴ تا عطر جدید واسم تست کرد که از ۲ تاش خیلی خوشم اومد. خیلی جلوی خودمو گرفتم که نخرمشون! فردای همون روز گفتن عیدی کارمندا شده ۲۰۰ تومن. به محض اینکه خبر رو شنیدم گفتم هورا اون ۵۰ تومن پیش‌بینی نشده رو میرم یه عطر میخرم! البته بماند که بعدش ضدحال زدن و گفتن نهههههههه شده ۱۷۵ تومن اما بالاخره یه بهونه واسه خرید عطر پیدا کردم!
شانس آوردم این ۵ میلیون بدهی (هی مبلغشو میگم که هم یه جورایی ثبت بشه، هم اینکه بره تو ضمیر ناخودآگاهم و یادم نره!) من به بابامه! بابام هم که از خودمونه ؛) چون هر به هر کس دیگه‌ای بدهکار بودم تا وقتی که کل بدهی رو باهاش صاف نمیکردم! جرأت خرید کردن نداشتم چون به محض اینکه اون فرد متوجه این مسئله میشد لابد پیش خودش میگفت این دختره رو نگاه به جای اینکه بیاد بدهیش رو بده میره واسه خودش ولخرجی میکنه! خوب منم بودم همینو میگفتم لابد!!

دیروز به این نتیجه رسیدم که در خریدن کادو بسیار چلمنگ و خنگ تشریف دارم. البته از سلیقه‌ای که در انتخاب طرح و رنگ و مدل و ... به خرج میدم کلی تعریف میشه و خودم هم اکثراً مطمئنم که هدیه‌ام مورد پسند واقع میشه، چون خیلی تو انتخابم وسواس به خرج میدم. اما  اصلاْ در تشخیص سایز برای خرید لباس استعداد ندارم. طرف سایزش XXL بود رفتم کادو براش لباس با سایز medium - small خریدم. آی ضایع شدم، آی خجالت کشیدم که حد نداشت! به احتمال زیاد کلی جوک شدم تا چند روز آینده.